چرا دلت گرفته است؟
چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی
چقدر هم تنها!
خیال می کنم
دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی
عشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک ، دچار آبی دریایی بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی !
وغم تبسم پوشیده ی نگاه گیاه است
و غم اشاره ی محوی به رد وحدت اشیاست
خوشا به حال گیاهان که عشق می ورزند
و دست منبسط نور روی شانه ی آنهاست
نه، وصل ممکن نیست ،
همیشه فاصله ای هست
اگرچه منحنی آب بالش خوبی است
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصله ای هست
دچار باید بود
وگرنه زمزمه ی حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد
و عشق
سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست
و عشق
صدای فاصله هاست
صدای فاصله هایی که
غرق ابهامند
نه،
صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر
همیشه عاشق تنهاست.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت توسط "ریرا"
|
سلام !